پس از مدتها سلام![]()
یک سلام طولانی ُمتن زیر از رااز یک منبع آگاه خبرنویسی گرفتم
در دنیای امروز چه اتفاقاتی که نمی افته
این سبک جدیدیترین سبک خبر نویسی شده.....
فوق العاده است مطالعه اش را جداً توصیه میکنم......
سبك الماس خبري
خبري را كه در پست زير دادم ترجمه كردم. اين هم متن كامل كه فكر ميكنم براي روزنامهنگاري آنلاين موضوع مهمي است:
سبك نوشتاري الماس خبري (news diamond) دارد جاي سبك خبر نويسي هرم وارونه (inverted pyramid) را در خبر نويسي آنلاين ميگيرد. اين شيوه خبر نويسي با دو خصيصه وب كاملا سازگار است: سرعت و عمق.
فرايند نوشتن در اتاقهاي خبر بر پايه اين دو قدرت بازنگري خواهند شد.
پاول برادشاو(Paul Bradshaw) ميگويد رسانههاي نوين از يك سو اجازه نشر سريعتر خبرها را ميدهند (تلويزيون و راديو، بعد موبايل و ايميل و حالا موبلاگها يا همان وبلاگهاي موبايل پايه) و از سوي ديگر وب رسانهاي كامل براي روزنامهنگاري است كه بطور بالقوه عميقتر و گستردهتر از شاهان سابق محتوا و تحليل؛ يعني روزنامهها و مجلات است.
بنابراين او فرايند جديد نوشتن در دنياي آنلاين را با تاكيد بر دو عنصر سرعت و عمق اين چنين به تصوير ميكشد: [براي ديدن نمودار بزرگتر بر روي آن كليك كنيد]
هشدار(Alert): همين كه خبر به وقوع ميپيوندد، روزنامهنگار يك هشدار براي دبير ميفرستد. مشتركان موبايلي و ايميلي اخبار يا آنهايي كه از خبرخوانها استفاده ميكنند؛ به سرعت در جريان خبر قرار ميگيرند. اين روند هشدار در عين حال با انتساب مالكيت خبر به اعلام كننده اوليه آن همراه است.
نسخه اوليه (Draft): گام دوم به يك پست وبلاگي بيشتر شبيه است تا به يك مطلب چاپي يا راديو و تلويزيوني. نسخه اوليه در حمايت از هشداري كه داده شده است مثل گزارشهاي خبرگزاريها به ارائه نامها، مكانها، جزئيات و منابع ميپردازد و هر چه جزئيات بيشتري به دست ميآيد؛ آپديت ميشود. نقش مهم نسخه اوليه اين است كه خوانندگان هشدار را به سايت بكشاند؛ اما در عينحال به اطلاع رساني در فضاي وبلاگها هم ادامه ميدهد.
مطلب / بسته (Article / Package): اين مرحله در واقع بين سرعت و عمق قرار دارد، تقريبا حال و هواي يك مطلب كلاسيك روزنامهاي را دارد و شبيه مطالب 3 دقيقهاي راديو و تلويزيون است (مي بينيد كه روزنامهنگاري آنلاين كماكان نميتواند خودش را از دست بستههاي سنتي خبري نجات دهد). قضاوت در اين باره كه آيا چنين مطلبي در ابديت اينترنت اصلا از اهميت برخوردار است يا نه؛ نكتهاي مهم است.
بافت (Context): مطلب آنلاين ميشود و با توجه به بافت [يا همان فضاي حاكم بر خبر] توسط تعداد فراواني از لينك چه لينكهاي داخلي و چه لينكهاي خارجي آپديت ميشود. در اين مرحله منبع خبر به يك پورتال منبع تبديل ميشود.
تحليل / بازتاب (Analysis / Reflection): بعد از خبر نوبت تحليل ميرسد. در فضاي آنلاين؛ اين امر به اين معناست كه هر واكنشي در هر كجاي فضاي بلاگها رخ ميدهد؛ جمع آوري شود- به ويژه از طريق وبلاگها و فرومهاي خودتان و منابع مطلع و كساني كه خبر به آنها مربوط بوده است- افرادي كه خبر را پوشش ميدهند ممكن است تجارب خودشان را در وبلاگهايشان منتشر كنند. پادكستها هم در اينجا جزو منابعي به شمار ميآيند كه در اين موارد بحث به پا ميكنند.
حالت تعاملي (Interactivity): اين مرحله ممكن است به منابع فراواني نياز داشته باشد؛ اما ميتواند در عين حال كاربر را هم درگير موضوع كند و به گونهاي اطلاع رساني كند كه ساير رسانهها قادر به آن نيستند. يك فروم يا فلش اينتراكتيو (Flash interactive) و يا يك ويكي (wiki) ميتواند "دنباله بلندي " بسازد كه كاربران را تا مدتها پس از توليد خبر به دنبال خود بكشاند.
شخصيسازي (Customization): اين حالت در واقع اتوماتيك سازي از سوي روزنامههاست. يعني ارائه سرويسهاي پايهاي مشتركان؛ مثل آپديت ايميلي و مبتني بر آر اس اس درباره مطلب.
اتكا به نيازهاي اجتماعي (انطباق با علائق جديد ساير خوانندگاني كه خبر را خواندهاند) و روزنامهنگاري مبتني بر ديتابيس (database-driven journalism) – كه در آن بسياري از موارد بر حسب متا تگها همگرا ميشوند و يا مواردي كه ديتابيس ميتواند در اختيار محيط ارتباطي كاربر قرار دهد - مطرح است.
و بالاخره اينكه به فرهنگي هم نياز هست كه به تخقق چنين امكاناتي باور داشته باشد.
پاول برادشاو ميگويد الماس خبري ميكوشد تا تغيير يك محصول قرن نوزدهمي (خبر) به يك محصول قرن بيست و يكمي را به تصوير بكشد: روزنامهنگاري مدام گوينده (iterative journalism) در رسانههاي نوين؛ اينكه خبر تا ابد "ناتمام" است.
به خدا من آدم بی برنامه ای نیستم ام این مدت واقعاْ سرم شلوغ بوده...
از همه کسانی به وبم سر زدند بی نهایت متشکرم...
۲۸ اردیبهشت روز جهانی ارتباطات هم مبارک.من در دانشگاه میبد احتمالا در همایش بزرگ ارتباطات و
رسانه های جمعی ارائه مقاله دارم . امیدوارم خوب ارائه بدم ....
برام دعا کنید..............
یه مقاله خوب هم میذارم.در مورد امپریالیسم ارتباطی...
واسه من که خیلی جالب توجه بودامیدوارم واسه شما هم همین طور باشه.
من ایمان دارم
فصل پنجم این سال تو نیز خواهی آمد.
واژه ارتباطات به مفهوم فرآيند انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر و درك آن توصيف شده است .
مجموعه شما با تامين ارتباط بين اهداف و طرحها و عمليات فعال ميشود. ممكن است اهداف و طرحهاي مناسب و زير مجموعه هاي خوبي داشته باشيد اما تا هنگامي كه كاري انجام نشود در حقيقت هيچ چيزي نداريد. شما بدون ارتباط موثر حتي با انگيزش و رهبري نيز كاري از پيش نميبريد.
ليدرهاي موفق، ارتباط با زير مجموعه هاي خود را به خوبي ميشناسند. آنها ميدانند كه تصورات زير مجموعه هايشان از آنها به چگونگي رد و بدل كردن اطلاعات در فرآيند ارتباطات بستگي دارد. بدون اطلاع زير مجموعه هاي شما از اهداف و طرحهاي شما حتي بهترين ايده هاي مديريتي نيز بي فايده است.
تاخیر طولانی مدت من به دلیل حضور در سومین سمپوزیوم روابط عمومی بود که یکی از بهترین و پربار ترین تجارب من در دوران دانشجویی من محسوب میشود .موضوع مقالات ارائه شده در این سمپوزیوم روابط عمومی و مدیریت بحران بود .
مقاله ی زیر از مقالات مرتبط با سایبر است.
من خیلی از آن استفاده کردمامیدوارم برای شما هم مفید باشد.
نويسنده: حسام الدين آشنا
منبع: باشگاه انديشه 19/9/1384
مقدمه
پرسش اساسی اين است که گسترش رسانه های جدید و زير ساختهای پيشرفته ارتباطي در داخل كشور و افزايش امكانات تبادل اطلاعات و داده ها در سطح بين المللي زمینه ساز چه جرائم جدیدی است؟
انقلاب ارتباطي و اطلاعاتي ...
این مقاله را ترم پیش برای مقاله نویسی مطبوعاتی نوشتم.
ارتباطات غير كلامي
رفتارها و اعمال غير كلامي و زبان اندام و گوش دادن فعال از مهارتهاي مهم و حياتي ارتباطي هستند.پيامهايي كه از طريق اعمال شما انتقال مي یابند مثل گفتن و نوشتن متداولترين روشهاي ارتباطي هستند اما ديگران بيش از هر چيز تحت تاثير اعمال شما قرار ميگيرند. بعنوان مثال لبخند زدن شما در حين صحبت كردن ميتواند در بسياري از موارد مفيد و موثر باشد ولي در بعضي از موارد نيز ميتواند بعنوان آفت ارتباط شما تلقي شود.!!!
سلام از لطف همکلاسیها خیلی ممنون این مقاله هم چیز خیلی جالبیه
امیدوارم خوشتون بیاد...
http://taarosh.persianblog.com/
واژه ارتباطات به مفهوم فرآيند انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر و درك آن توصيف شده است .
مجموعه شما با تامين ارتباط بين اهداف و طرحها و عمليات فعال ميشود. ممكن است اهداف و طرحهاي مناسب و زير مجموعه هاي خوبي داشته باشيد اما تا هنگامي كه كاري انجام نشود در حقيقت هيچ چيزي نداريد. شما بدون ارتباط موثر حتي با انگيزش و رهبري نيز كاري از پيش نميبريد.
سلام
مقاله ای که سر کلاس ارتباط سیاسی کنفرانس دادم .متن کاملش اینجاست . موفق باشید...
ويژگي مخاطبان وبلاگها
مخاطبان وبلاگها هم ويژگيهاي كاملاً ملموس و آشنا دارند و الان نوعي جمعيتنگاري در قبال آنها وجود دارد. مثلاً تقريباً روشن شده كه زنان و كودكان (به عنوانمخاطبان فراموش شده رسانههاي نوشتاري) جزو مخاطبان ثابت وبلاگها هستند، يا كلاً اساتيد و تحصيلكردههايي كه داراي انديشههاي راديكال هستند و افكارشان در رسانههاي نوشتاري انعكاس نمييابد يا خودشان بلاگر شدهاند يا اينكه خواننده و بيننده وبلاگها هستند. در فهرست مخاطبان وبلاگها، قطعاً جوانان نوجو و ضدكليشه هم جاي گرفتهاند. آنها با كليشه و كليشهنويسيها در رسانههاي نوشتاري سنتي كنار نميآيند و بنابراين، نميتوان چنين مخاطباني را افرادي بيتوجه به كيفيت و مسئوليت قلمداد كرد و به همين دليلاست كه ميتوانم بگويم اين مخاطبان، مخاطبان بدون تعارف هستند، آنها اولاً به راحتي از رسانههاي نوشتاري و كليشهنويسي آنها چشم ميپوشند و در عين حال حتي وقتي با وبلاگها و يا با يك وبلاگ تازه مواجه ميشوند نيز با همين رويه نوجويانه برخورد ميكنند. ماجرا از اين قرار است كه وبلاگ خوانها با يك كليك به سراغ وبلاگهاي تازه ميروند و بلاگرهاي مربوطه هم وقتي فهرست hit list (34) خودشان را ميبيند، گمان ميكنند كه بهمخاطبان آنها چه سريع افزوده شده است! ولي ناگهان روز بعد با ريزش 35000 hit مواجه ميشوند و تازه ميفهمند كه بالا رفتن فوري hit در اين فضاي تازه سايبر، آسان، ولي حفظ آنمشكل است. و به اين ترتيب، تازه در مييابند كه مخاطبان وبلاگها مخاطباني بي تعارفهستند و اين گونه رفتار ميكنند: يك كليك براي هميشه! و يا يك كليك بدون ديدار بعدي.
موقعيت رقابتي وبلاگها
اما واقعاً موقعيت وبلاگها چگونه است؟ آيا و بلاگها رقيب رسانههاي نوشتاري هستند؟ پاسخ اين سئوال تقريباً رو به مثبت بودن ميرود و ميتوان گفت بله! آنها دست كم چشمها را متوجه خودشان كردهاند، ولي آيا پيروز خواهند شد؟ وبلاگها به نظر من تازهترين محصولات فضاي سايبر هستند و شايد بتوان گفت اين روزنامهنگاري سايبر بود كه به پلعبور وبلاگها تبديل شد. وبلاگها به مثابه مدرنترين شكل روزنامهنگاري عمومي سايبر در آغاز هزاره سوم، پديدههايي كاملاً تازه هستند، چرا كه عميقاً در كنار رقابت با رسانههاي انگاره (پارادايم) سايبر، درگير انتقاد از رسانههاي انگاره نوشتاري نيز شدهاند و حكم راوي ديدگاههاي راديكال و غير رسمي را دارند. آنها به يك نامه بي پايان به همه سردبيران تبديلشدهاند!(36) اما آيا سردبيران و رسانههايشان و مدارس روزنامهنگاري هم بيكار خواهندنشست؟
اگر چه فعلاً مدرسه روزنامهنگاري بركلي(37) زودتر از بقيه، وارد عمل شده و به آموزش وبلاگ پرداخته است،(38) اما من هنوز بر اين باور نيستم كه رسانههاي سايبر و نوشتاري بهراحتي ميدان را در برابر وبلاگها خالي خواهند كرد، و لذا نميتوانم در مورد نفوذ وبلاگها غلو كنم، به خصوص كه به خاطر تازگي اين پديده و ناآشنايي محققان با آن، هنوز فاقد پژوهشهاي تجربي و روشمند در اين زمينه هستيم.
از نظر من كه بيش از دو دهه سابقه روزنامهنگاري نوشتاري دارم و در عين حال سردبير نخستين روزنامه سايبر ايران(39) بوده وبلاگ دات(40) را نيز اداره ميكنم، الان موقعيت وبلاگها در برابر رسانههاي انگارهاي اعم از سايبر و نوشتاري در همه جاي جهان يكموقعيت مهم، اما سيال است. در واقع وبلاگها و به ويژه وبلاگهايي كه me-zin نيستند و رفتار مناسبي را از خود بروز ميدهند، ميتوانند از يك جهت نوههاي نقد رسانهاي(41) بهحساب بيايند و به همين دليل رقيب جدي رسانههاي نوشتاري هستند.
اما اجازه بدهيد اعتراف كنم كه هر وقت به اين رقابت يعني به رقابت شانهبهشانه وبلاگهاي قوي با رسانههاي نوشتاري نگاه ميكنم، بياختيار ياد رقص پدر بزرگها براينوههايشان ميافتم و اين صحنه تلخي است، چون متأسفانه پدربزرگها ميروند و من دلم نميخواهد رسانههاي نوشتاري بميرند.
اما از طرف ديگر، وبلاگهاي خوب حكم دستياران پژوهشي بياجر و مزد را براي ما دارند و غفلت است اگر به آنها سر نزنيم و يا اينكه آنها را از دست بدهيم. ولي اين پرسش هميشه با من است كه آيا اين شرپاهاي مسير كوهستاني اينترنت بالاخره در اين مسيرهاي خطرناك قرباني نخواهند شد؟
آيا بيل گيتسها(42) به سراغ وبلاگها نخواهند آمد؟ من از صميم قلب دلم ميخواهد پايسوداگري و به قول دنشيلر پاي سرمايه داري ديجيتال(43) و يا هر نوع سوداگري ديگري، هرگز به عرصه وبلاگها باز نشود. اين آرزوي من است، ولي من هرگز آرزو را با تحليل اشتباه نميگيرم و لذا ترديد دارم كه نوسرمايهداري (نئوكاپيتاليسم) در جامعه اطلاعاتي پيش رو صرفاً يك ناظر باشد.
وبلاگها و يك مفهوم جديد
وبلاگها تا حدود زيادي به يك مفهوم جديد معنا بخشيدهاند. بلاگرها يا همان نويسنده وبلاگها علاوه بر اين كه مخاطب رسانههاي سايبر هستند، خود نيز به توليد اطلاعات ميپردازند و در واقع همانگونه كه ذكر شد، همه كاربران عرصه سايبر در هر زمان و در هر مختصات مكاني به صورت تمام وقت به دادههاي روزنامههاي سايبر و وبلاگها دسترسي دارند. و باز همان گونه كه گفته شد، مخاطب روزنامهنگاري سايبر، احتياج ندارد براي دسترسي به دادهها منتظر بماند. او هرگاه كه اراده كند ميتواند وارد سپهر محتوايي رسانههاي سايبر شود و به ديگر زبان، دسترسي او به محتواي رسانههاي سايبر يك دسترسي تمام عيار وهمه جانبه است. مخاطب رسانه سايبر هر هفت روز هفته به طور بيست و چهار ساعت به محتوايي كه برايش تهيه ميشود، دسترسي دارد. اما مفهوم جديدي كه به آن اشاره كردم در حوزه پوشش رسانههاي سايبر به وقوع پيوسته است. در روزنامهنگاري سايبر مفهومشهروند(45) جاي خود را به مفهوم تازه ديگري به نام شبكهوند(46) داده است. و اين امر به اينمعناست كه جغرافيا نيز در قلمرو روزنامهنگاري سايبر جان سپرده است. به اين ترتيب كه جغرافياي مخاطب در روزنامهنگاري سايبر يك جغرافياي جهاني و در روزنامهنگاري سنتييك جغرافياي محلي است.
پديده شبكهوند به خوبي قدرت پوشش رسانهاي در روزنامهنگاري سايبر را به نمايشميگذارد، به طوري كه ميتوان گفت در روزنامهنگاري سايبر مسئله انتروپي(47) كه يك درد مزمن ارتباطي است، به چشم نميخورد.
در روزنامهنگاري سايبر با ريزش اطلاعات مواجه نيستيم و آن چه توليد ميشود بهسهولت در اختيار همه مخاطبان بالقوه اين نوع از روزنامهنگاري است. يعني آنچه روزگاري نوربرت وينر(48) به عنوان يك ضعف ارتباطي مطرح كرد، حالا در روزنامهنگاري سايبر از بين رفته است. به طوري كه اساساً اكنون فضاي سايبر را ـ كه روزنامهنگاري سايبر در درونآن قرار ميگيرد ـ يك جهان متشكل از اطلاعات محض مينامند؛ جهاني كه اگر چه جنبهفيزيكي ندارد و مجازي است اما جهان عينيات است؛ جهان دادهها، جهاني كه اجزاي متشكله آن تماماً اطلاعات است(49)، به ديگر زبان، فضاي سايبر اكنون همان واقعيت مجازي است، واقعيت مجازي كه بافت آن همه و همه اطلاعات است.(50)
نكته مهم ديگري كه در فضاي سايبر مطرح است، طرح آزادانه و بيمانع مسائل است و به همين دليل آزادي بيان(51) در اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي(52) (ژنو، دسامبر2003)(53) قطعاً طرف توجه قرار خواهد گرفت.(54)
تجربه رسانههاي سايبر و فضاي آزادانه آنها و همچنين بازتاب فرهنگهاي گوناگون و بهطور كلي تكثر افكار در فضاي رسانهاي سايبر، زير بنا و سنگ پايه يك جامعه اطلاعاتي عادلانه خواهد بود.
راه ميانه
آيا اساساً براي رسانههاي غير سايبر هيچ راهي متصور نيست؟ آيا ميتوان هم ميراث گوتنبرگ را حفظ كرد و هم از مزاياي روزنامههاي سايبر برخوردار شد؟ تجارب ليتوگرافها يا همان عرصه پيش از چاپ(55) و همچنين تجارب چاپكاران در اردوي چاپ(56) در مواجهه با چالشهاي ديجيتالگرايي (ديجيتاليسم) از وجود يك راه ميانه خبر ميدهد. ليتوگرافيها براي بقا در عرصه ديجيتالگرايي وارد فضايي شدند كه اكنون به فضاي پيشرسانهاي(57) معروف شده است و اين در حالي است كه چاپكاران نيز با اتخاذ يك راهبرد(استراتژي) منطقي بقا، خود را به وادي نشر بينرسانهاي(58) رساندند.
اثرگذارى رسانه اى سايت هاى خبرى فارسى
قطعاً شما خواننده محترم، روزانه چند سايت خبرى فارسى و بين المللى مشهور اينترنت را براى مشاهده آخرين اخبار و اطلاعات دنياى واقعى در دنياى مجازى مرور مى كنيد. به نظر شما چند درصد اخبارى كه در پايگاه هاى خبرى فارسى توليد مى شود، مورد توجه و استقبال خبرى محافل اطلاع رسانى بين المللى قرار مى گيرد؟ در واقع تا چه اندازه سايت هاى فارسى در عرصه خبرپراكنى، موفق و رفتار موثرى در اختيار دارند؟ چالش هاى اطلاع رسانى الكترونيكى حوزه خبر در سايت هاى فارسى، مسئله اى است كه به اندازه كافى در رسانه هاى گروهى كشور به آن پرداخته نشده است در حالى كه از ارزش بسزايى برخوردار است.
مراحل فرایندتشريفات
-----------------------
احمد یحیایی ایله ای
اگرچه مراسم كوچك و بزرگ همگي ميبايست تشريفات مختص به خود را داشته باشند اما معمولاً مراسمي كه به موارد رسمي معين اختصاص دارند تشريفات ناميده ميشوند. اين تشريفات ممكن است اجتماعي و يا سياسي باشد.
تدوينمراسم برايسفر يكمقام مهم،تنظيم برنامههاي يكجلسه دونفره تابرگزارييك همايش بينالمللي ، تشريفات خاص خود را دارند كه باتوجه به حضور و مقام و مرتبه افراد انجام ميپذيرد.
« فرآيند تشريفات » به طور كلي پنج مرحله دارد :
1-استقبال
2-حمل ونقل
3-اسكان
4-پذيرايي
5-بدرقه
افرادي كه با تشريفات سر وكار دارند بايستي در طول اين فرآيند به « ارتباط مفيد و مؤثر » براي ايجاد ، حفظ و تداوم اعتبار و خوشنامي سازمان بينديشند و در اين جهت به فعاليت بپردازند. روساي قطار نيز با برنامهريزي قبلي لازم است گام به گام برنامهها را كنترل كنند و چنانچه تغييراتي در برنامهها ايجاد شد اصول ارتباطي واطلاع رساني را فراموش نكنند.
1- استقبال
مأمور تشريفات موظف است راهنماي ميهمانان مؤسسه باشد پس بايستي طوري رفتار كند كه از لحظه ورود ميهمانان احساس امنيت عمومي و آسايش و آرامش كنند زيرا اوّل ديدار و يا اولين ديدار خيلي مهم است.
آدمها با ديدن ، قضاوت ميكنند و يا قضاوت خود را تغيير ميدهند و به اصطلاح ديدن خيلي متفاوت است با شنيدن لذا بايستي در طرز لباس پوشيدن ، روش صحبت كردن و انتخاب مستقبلين و افراد همپايه و همطراز ميهمانان دقت و جديّت كنند. نزديك درب ورودي سالن به تك تك ميهمانان خوشآمد بگوييد و به ميهمانان گل بدهيد و احوالپرسي كنيد.
2-حمل و نقل
انتخاب وسيله ، انتخاب همراهان ، انتخاب مسير ، جابجايي ميهمانان و بار و توشه آنان و همراهان از نكات مهم حمل ونقل تشريفات است.
يكي از نكات مهم در اين زمينه اين است كه وسايل نقليه بايستي حتما بررسي شده باشند كه بنزين كافي دارند و از نظر سلامتي مشكلي ندارند.
درب ماشين را براي ميهمانان باز كنيد و متوجه باشيد كسي از همراهان جا نماند.
3-اسكان
در قديم پيك نامهرسان امنيت داشت و سواركار نامهرسان ايمن بود اكنون نيز بايستي مكان اسكان ميهمانان از يك صندلي كه بايستي سالم باشد تا اتاق هتلي كه براي او در نظر گرفته مي شود بايستي امنيت نشستن و برخاستن داشته باشد سيستمهاي گرمايش و سرمايش ، روشنايي و صوتي بايستي سالم باشند تا ميهمانان در هنگام نشستن احساس آرامش كنند. محيط بايستي از نظر نور ، حرارت ، راحتي ، صدا و تابلوهاي راهنما تنظيم شده باشد.
دقت كنيد در محل نشستن افراد ميز و صندلي ، ميكروفن و ضبط صوت و نور و يادداشت و خودكار ، آب، زيرسيگاري ، تلفن و امكانات ارتباطي ، پرچم و ديگر موارد بررسي شدهباشد صندلي مزاحم موجود نباشد هواي تازه باشد و محوطه بيرون نماي خوبي داشته باشد.
براي جلسات بايستي آداب ميز ، آداب ميزباني و آداب ميهماني را رعايت كنيد و دقت كنيد كه « محيط بر روش و نتايج مذاكره تأثير ميگذارد» .
تزئين و گلآرايي مكان نيز مهم است و توجه به آن بخصوص از نظر رنگ و تنوع براي احساس آرامش مفيد به نظر ميرسد پس به طراحي محل دقت كنيد و در تزئينات از هنر بهره گيريد.
4-پذيرايي
يك پذيرايي مختصر به منظور آشنايي ميهمانان و ميزبانان در ابتداي ورود انجام بگيرد.
چاي ، قهوه ، آب ، آب معدني ، شيريني ، شربت ، ميوه ، نوشابه ، موزيك مناسب در زمان استراحت ، هدايا، شام و نهار جزء پذيرايي است كه بايستي در بهداشت آن دقت بسياري انجام گيرد.
5-بدرقه
هنگام بدرقه كنار در خروج بايستيد و خداحافظي كنيد و يادگاري و يادبود بدهيد چنانچه اخذ ويزا ، تهيه بليت ، گذرنامه ، مجوز خروج با مشكل روبروست قبل از خداحافظي مشكل را حل كنيد و حكم مأموريت را پيگيري كنيد. همانطور كه در استقبال تبسم بر لب داشتيد در بدرقه هم آداب تشريفات را رعايت كنيد.
جدول مراحل تشريفات
.............................
الف : استقبال
ـ استفاده از مستقبل همپايه وهمطراز ميهمان ورعايت احترام رسميتوسط ميهمانداران
ـ سلام و احوالپرسي و اعلام برنامه
ـ خدمات ورود و خدمات گمركي
ـ امور خبري و اطلاع رساني
ب : حمل ونقل ـ انتخاب وسيله نقليه ( سالم بودن ماشين ، نوع ماشين، بنزين داشتن و … )
ـ انتخاب همراهان ( راننده ، همراه ، محافظ و … )
ـ انتخاب مسير ( بررسي ترافيكي ، هماهنگي با پليس ، زيبايي مسير و … )
ـ حمل بار و توشه ميهمانان و همرا هان و …
ج : اسكان ـ بررسي امكانات موجود براي استراحت
ـ بررسي ايمني امكانات موجود
ـ شرايط فيزيكي و محيطي محل اسكان
ـ بهداشت ، نظافت و پاكيزگي محل اسكان
ـ نور ، رنگ و وسعت و اندازه مكان و …
د : پذيرايي ـ نوشيدني از جمله آب، شربت ، آب معدني و …
ـ خوردني از جمله ميوه ، شيريني ، شام و نهار و صبحانه و …
ـ امكانات ارتباطي و سمعي و بصري از جمله فاكس ، تلفن و …
ـ سبد فرهنگي ( نشريات ، كتب ، بروشورها و برنامههاي مراسم و …)
ـ هداياي فرهنگي از جمله عكس ها و فيلمهاي مراسم و …
هـ : بدرقه ـ انجام خدمات خروج و گمركي
ـ تهيه ويزا ، بليت ، گذرنامه ، تمديد ويزاي اقامت و …
- همراهي و مشايعت و خداحافظي
ـ يادگاري و يادبود خاطره انگيز